┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄┄
دیدمش ...
خود لعنتیش بود ؛
همون لباسایه قدیمی و همون موهایه دیوونه کننده
جلوتر رفتم نگاهش کردم !!
عوض شُده بود
اون چهره ی بامزه به چهره ی خشن تبدیل شده بود !!
خواستم حرف بزنم که با سرعت از کنارم عبور کَرد :)
نه انگار که منو دیده نَه انگار منو میشناسِه ...
وقتی برگشتم دیدم یه کاغذ روی زمینه بازش کردم نوشته بود :
فراموش کردنت از مرگم بدتر بود
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄┄
حرفو ول کن .....ما را در سایت حرفو ول کن .. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12